بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 13
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
كمال و تكميل عودت خواهد داد ، بلكه غير از اين عقل جزئى ، عقول بىنهايت موجود است كه مولوى معنوى مىفرمايد : غير اين عقل تو حقرا عقلها است * كه به آن تدبير اسباب شُما است چون ببازى عقل در عشق صمد * عشر امثالت دهد بل هفتصد « 1 » همچنانكه شه سليمان در نبرد * جذب خيل و لشگر بلقيس كرد كه بيائيد اى عزيزان زود زود * كه برآمد موجها از بحر جود سوى ساحل مىفشاند بىخطر * جوش موجش هر زمانى صد گهر « 2 » « فطلبت الخلاص فما خلّصنى الّا الجهل » يعنى پس طلب خلاص و رهائى نمودم از امواج جذبهء شهود ( طلب خلاص ، عبارت از ترقّى از حالى است بسوى حالى ) پس خلاصم نكرد جز جهل ، مراد از جهل اينجا جهل آثار و رسوم است . و محو گشتن آثار علوم و عقل در درياى توحيد است . و اين درجه خلاصى از غرق امواج ، حالات درجهء نهايت فنا و فقر و محو و ولايت است كه هنوز بازگشت نكرده ، و جهالت اينجا عين معرفت و ممدوح است زيرا كه سلطان دل بر مسند و سرير خود متمكّن گشته و بر قواى شعوريّهء بشريّهء سابقه غالب و قاهر شده و از كار معزول نموده كه حالا در قبضهء خودش كار مىفرمايد قال قس : « العلم شرك الحقّ » اگر شرك با كسر شين و سكون راء خوانده شود جا دارد ، و معنى اين است مادامىكه شخص استدلال عقلى دارد بر وجود حقتعالى ، اثبات خودش مىكند ، و اثبات هستى بجهة خود با وجود حق شرك است ، و اگر « شرك » خوانده شود با فتحتين معنى چنانست كه علم باطنى سلوك ، دامى است از حق براى صيد عاشق ، و جذبى است كه مىكشد او را ، و فقرهء ما بعد ، قرينهء مقوّى اينست كه مىفرمايد : « العلم صيد و الإشارة قيد » يعنى علم صيد است و اشاره زنجير او چون صيد بىقيد نمىرود يعنى علم عقلى و نقلى بىاشاره فايده ندارد كه : « الاشارة للخواصّ » و يا علم باطنى صيد سالك است و قيد آن اشاره ، حق است كه با آن علم باطنى آشكارا مىشود . قوله « العلوم كلّها خبر و الحقيقة كلّها ذكر و الإشارة كلّها وهم و المعارف كلّها شيمة » يعنى همه علوم خبر است ، و حقيقت همه تذكّر و ياد الهى است ، و اشاره همه وهم است ، و معارف همه رسم و عادات است اينجا بيان اشاره اهل ولايت است ، زيرا اشاره براى آنان مانند وهم و خيال است و معارف مانند رسم و عادت است ، و علوم مانند خبر است ، چنانچه معارف و علوم ظاهرى و اشارات هم براى اهل حس و نفس عادات و رسوم و اوهام
--> ( 1 ) ج 5 مثنوى ص ( 520 ) و اشاره است به آيه شريفهء « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها » ( 2 ) ج 4 مثنوى ص ( 342 ) چاپ بمبئى